السيد الطباطبائي
594
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
تعدد روح ها در انسان ، موضوع بس مهمى است كه انسان شناسى غربى نيز از آن غافل مانده و در نتيجه ، علوم انسانى غربى ( روان شناسى ، جامعه شناسى ، فلسف تاريخ ، تاريخ تحليلى ، منشأ جامعه ، منشأ اخلاق ، منشأ خانواده و . . . ) همگى لنگ مانده اند و امروز مسلّم شده است كه اين علوم انسانى از ادار جهان بشرى عاجز و ناتوان است ، با آن همه كار گسترده علمى كه دربار شان شده است . فوكوياما با عنوان كردن « پايان تاريخ » ، مى خواهد بگويد : علوم انسانى بيش از اين كه هست قابل كمال و تكامل نيست و لياقت انسان تا همين جا است و بايد به همين ها بسنده كند . اما حقيقت اين است كه : مدرنيته كه شاكل اين علوم انسانى است به پايان رسيده و از ادار جهان بشريت عاجز مانده است . زيرا فقط به يك « غفلت » در اصل و اساس انسان شناسى دچار است كه غفلت از تعدد ارواح در وجود انسان است . غربيان در علوم انسانى ، كارى بس وسيع ، عميق و مهم ، انجام داده اند ؛ اين علوم تنها به يك چيز نياز دارد : بايد از نو به محور ، و بر نخِ « تعدد ارواح » چيده شود . كه در « جامع موعود » چنين خواهد شد .